هیچ دورهای از مجلس گفتمان توسعه نداشت / چرا مجلس گفتمان توسعه ندارد؟
محمد ستاریفر در گفتوگو با اقتصادنیوز در خصوص نقش مجلس در فرایند توسعه گفت: اگر شما دنبال نهادی کارآمد هستید، باید در آن جامعه و کشور قبلا معلوم شده باشد که منشا قدرت در کجاست؟ منشا قدرت در دیدگاههای مختلف متفاوت است. اما برای ما در حال حاضر قانون اساسی است که در مقدمه آن، این سنخ از موضوعات کاملا مشخص شده است. در مقدمه قانون اساسی اشاره شده منشا قدرت در کشوری که معتقد به ارزشهای دینی است، خداوند است که آن را بر روی زمین به انسانها و جامعه انسانی واگذار کرده و بنابراین منشا قدرت غیرقابل تصاحب و واگذاری است و خود انسانها مینشینند و با هم تفاهم میکنند، به کجا بروند و چگونه تقسیم کار داشته باشند. این موضوع به روشنی در قانون اساسی آمده، به همین جهت است که قانون اساسی در ایران، براساس نگرش درست و با نگاه مردم نهاد به موضوع نگاه کرده و دائم گفته، منشا قدرت، مردم هستند و این مردم از چه حقی برخوردار هستند.
رئیس اسبق سازمان مدیریت و برنامهریزی با تاکید بر اینکه مجلس نباید مزاحم توسعه شود گفت: بعد از تعریف قانون اساسی بحث میشود که این ملت چه نظامی میخواهد و قانون اساسی تصریح دارد که باید چه قوایی تشکیل شود که از حقوق ملت نگهداری کند و موجبات آرامش، رفاه و رشد ملت را فراهم سازد. اگر این مقدمه را قبول داشته باشیم، برای مجلس جایگاه خاصی قائل میشویم و اگر قبول نداشته باشیم، به شکل دیگری باید فرایند توسعه در کشور را باز تعریف کنیم. بههر حال هرکدام میتواند به شکلی منشا توسعه قرار بگیرد یا حتی در برخی موارد مزاحم توسعه تلقی شود.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از این گفتوگو به معیار پذیرفته شده از سوی کل حاکمیت، برای سند توسعه ایران اشاره کرد و گفت: قانون اساسی و چشم انداز 20 ساله اسنادی هستند که نهادهای حاکم موظف به پذیرش آنها شدند، که یا آنها را اجرا کرده یا به اصلاح آنها اقدام کنند. رشد و توسعه و رفاه به خاطر مردم، با مردم و برای مردم است. این اصل در محتوای قانون اساسی آمده است. این موضوع، متر است و سر متر هم دعواست. بر این اساس، به خاطر مردم و بامردم منافع ملی تعریف میشود و به میزان دوری و نزدیکی به منافع است که میتوان برنامهریزی انجام داد. بنابراین امیال گروهها مهم نیست، بلکه منافع ملی پرچم و برآیند، خاستگاه ملت است.
ستاریفر تصریح کرد: مجلس میتواند حقایق را نشان دهد و اگر این چنین باشد، 40 میلیون جمعیت جوان و نوجوان داریم. چه کسانی نمایندگی آنها را میکند یا چه کسانی نمایندگی زنان یا اقوام مختلف را دارند. در دنیای امروز میگویند، چه کنیم که ملت متفاوت، متکثر و گسترده مجلسی را شکل دهد که کارآمد باشد. سعی کنید که قواعد و نهادها را شکل دهید که بسط عقاید، گسترش حق انتخاب و فرصتها باشد که همه بتوانند با در اختیار داشتن فرصتها، خوب انتخاب کنند.
این اقتصاددان اضافه کرد: اگر بهجای بسط فکری اندیشه توسعه اقتصادی، ترجیحات گروهی باشد، عقل و خرد مجلسی که شکل میگیرد نمیتواند آینه تمام آن ویژگیها باشد. از ابتدای انقلاب تاکنون بحثها همین بوده که آیا مجلس با چنین سازوکاری میتواند نمایندگی همه مردم را داشته باشد. از ابتدای انقلاب هر چه جلوتر میرویم، فرایند انتخاب کردن و انتخاب شدن را که بررسی کنیم، دائما فیلترینگهای مختلفی گذاشتیم و در این فضای محدود و انسداد، مجلسی که انتخاب میشود نمیتواند مدعی کلیت نمایندگیها را داشته باشد. مجلس باید باکفایت و خودگران و با جامعیت، مطالبات مردم را مطرح و پیگیری کند. ما هرچه از انقلاب جلوتر میرویم کارآیی مجلس کمتر شده است. وقتی به شدت فضا فیلتیرینگ بوده، آدمهای مختلف، گروههای نامتجانس را به مجلس فرستاده و این فضا به طور موثری در کاهش کارایی نهاد پارلمان بیتاثیر نبوده است.
این استاد داشنشگاه علامه با تاکید بر ضعف نداشتن گفتمان توسعه در مجلس گفت: تا شما میگویید مجلس، همه کلمات مفهوم دارد. جاییکه ایده و نظرات مخلتف و بعضا متضاد میتواند به ایدههای هماهنگ برای رشد و پیشرفت و رفاه مردم تبدیل شود و میتواند این تفاوتها بر اساس قانونگذاری به ایده جمعی تبدیل شود، اگر این چنین شد و به طور دقیق در یک پروسه همگرا شد، میگوییم که آن مجلس گفتمانی شده است. مجلسی شده که میتواند برای مردم فکر کند و پروسه توسعه در کشور را رهبری کند یا نظم و نظامی به آن ببخشد. بنابراین اولین متر کارآمدی مجلس این است که مجلس برآیند داشته باشد. من تاکنون حداقل در 10 سال گذشته یک گفتمان توسعهای در مجالس ندیدم، نهتنها در این 10 سال حتی در طول عمر حاکمیت نظام پارلمانی در ایران هم چنین بوده است. اما این 10 سال تفاوتی هم با دورههای قبل دارد. نظام در این 10 سال به گفتمان توسعه که مورد تایید همه ارکان حاکمیت بوده است، رسیده بود و مجلس یا باید گفتمان خودش را میداد یعنی برنامه چشمانداز را اصلاح میکرد یا اینکه گفتمان برنامه چشمانداز را قبول میکرد و بر اساس آن سیاستهای خود را تنظیم میکرد، که چنین نشد.
ارسال نظر